تبليغاتX
مهر8000

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست -- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

اندر باب عقل

عقل و انقلاب

دکتر عبد الکریم سروش

انقلاب،‌ انفجار داغ عاطفه نفرت است. رها شدن انرژي عاطفي ويرانگر است و اين با سردي عقل تحليلگر هيچ قرابتي ندارد. نفرتي كه به دنبال ويران كردن سنّـت و سلطنت و مالكيّت و ... است چه شباهتي دارد با عقلي كه به دنبال شناختن و معرفت است؟
در انقلاب‌ها نوعاً‌، سهم عشق و سهم عاطفه به خوبي ادا مي‌شود امّا سهم عقل به خوبي ادا نمي‌شود. چندي مي‌گذرد تا رهبران انقلاب به عقلانيت رو آورند و سازندگي پيشه كنند و بر ويراني‌ها ضبط و مهار بنهند.
انصاف بايد داد، انقلاب بدون عقلانيّت نيست، امّا اين عقلانيت بيشتر در نفي عقلانيّت پيشين جلوه مي‌كند. انقلابيون بهتر مي‌دانند كه چه چيز را نمي‌خواهند و تا پيدا كنند كه چه چيز مي‌خواهند راه بلندي در پيش دارند. انقلابيون آرمان‌گرايان آتشيني هستند كه در برآورد توانايي خود دچار توهّم مي‌شوند، گمان مي‌كنند به سرعت مي‌توانند سنّت‌ها و انسان‌ها را عوض كنند و سنن و آدميان تازه‌ به جاي آنها بنشانند. هر انقلابي،‌ به درجات،‌ آنارشيست است و اگر از اين عنصر آنارشيسم هيچ نشاني در ميان نباشد،‌ انقلابي در كار نيست.
طيف رنگارنگ واقعيت، در انقلاب‌ها رنگ مي‌بازد و به دو رنگ سياه و سپيد تقليل مي‌يايد: گذشته بد، آينده خوب، ضدانقلاب بد، انقلابي خوب و ... بدين شيوه راه را بر داوري عقل تحليلگر كه به دنبال تقسيم‌بندي‌هاي ظريف واقع‌نماست بسته مي‌شود.
در انقلاب‌ها تنها يك معيار براي نيك و بد وجود دارد و آن خودِ انقلاب است، و اين عين بي‌معياري است. نه تنها انقلاب خوب است،‌ بلكه اصلاً خوب،‌ انقلابي است! وقتي چيزي خود ترازو و معيار خود شد،‌ سرآغاز بي‌عقلي (irrationelity) است.
كار عاقلان در عرصه انقلاب‌ها، برگرداندن موج انقلاب نيست. چنين توانايي‌هايي را ندارند. كارشان كم كردن ويراني‌ها و راندن انرژي‌ها از پريشاني و ويراني به سوي ساماندهي است. و من خود كه در دل يك انقلاب زيسته و مسؤوليت‌هايي را به عهده داشته‌ام،‌ اين حقيقت را با دل و جان آزموده‌ام.
كساني‌كه انقلابي را ديده‌اند،‌ با تمام وجود مي‌فهمند كه چه گناهكارند كساني‌كه راهي به جز انقلاب به روي مردم باز نمي‌گذارند. اولين سرمايه‌اي كه در انقلاب قرباني‌ مي‌شود عقلانيّت است و آخرين چيزي كه به خانه خويش بازمي‌گردد عقلانيت است،‌ اگر بازگشتي در كار باشد.
از ميان رقباي سه‌گانه عقل: وحي و عشق و انقلاب،‌ اين سوّمي از همه بي‌رحم‌تر و عقل‌ ستيزتر است.
وحي، كم و بيش داد و ستد تاريخي معقولي را با عقل سامان داده است، كه مي‌تواند به سود هر دو طرف باشد. عشق هم همواره كالايي نادر نزد اقليّتي كوچك بوده است و در عين شورآفريني شرّآفرين نبوده است.
از انقلاب‌هاي همه‌گير، كه نه زيبايي عشق را دارند و نه قداست وحي را،‌ بايد به خدا پناه برد. كه هم جان‌ها را مي‌ستانند هم خردها را. عاقلان قوم،‌ مسؤوليت دارند كه در تدبيرهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي،‌ راه را به سوي نظمي عاقلانه و عادلانه بگشايند تا حاجت به ويرانگري و خردستيزي انقلابي نيفتد. حافظ،‌ شاعر ايراني قرن چهاردهم مي‌گفت:
ساقي به جام عدل بده باده تا گدا غيرت نياورد كه چنان پربلا كند
يعني: عدالت را بگستريد تا حاجت به انقلاب نيفتد.
ارائه شده به سمينار «لغت‌نامه فلسفي» در رم، ايتاليا، نوامبر 2006
 

نوشته شده توسط مهدی نادری نژاد در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 | موضوع: سیاست مهر
ادبیات و انقلاب

محمدعلي سپانلو گفت: مردم ايران از شعر رهنمود مي‌خواهند و انقلاب در پيام اشعار تأثير زيادي گذاشت

محمدعلي سپانلو -شاعر- اظهار داشت: مسلما از آنجايي كه حوادث اجتماعي بر ادبيات تأثير بسياري مي‌گذارند، انقلاب اسلامي بهمن 57 نيز بر ادبيات معاصر فارسي تأثيراتي داشته است.
وي افزود: اين موضوع از آنجايي كه گسترده است، احتياج به يك بررسي كامل دارد و بايد نمونه‌هاي متنوع، به طور کامل مورد مطالعه قرار گيرد. اين شاعر ادامه داد: اولين تأثير انقلاب بر ادبيات فارسي، سياسي شدن آن است. در يك دوره اي ادبيات ما به شدت سياسي شد.
اما پس از آن رنگ سياسي ادبيات تا حدودي از ميان رفت
وي افزود: سياسي شدن ادبيات فارسي در دوره پيروزي انقلاب به اين دليل بود كه گروه‌هاي بسياري با عقايد متفاوت در انقلاب اسلامي ايران شركت داشتند و تقريبا تمامي آحاد ملت را شامل مي‌شدند. از چپ گرفته تا راست، از مذهبي گرفته تا لائيك، همه انقلاب سال 57 را به زعم خود تأييد مي‌كردند. به همين دليل رنگ‌ سياسي ادبيات انقلاب، طيف‌هاي بسيار متنوع دارد.
سپانلو گفت: به نظر من «سهراب سپهري» در آن دوره استثناء بود.

 زيرا او اصلا شعري سياسي ندارد. من در «هزار و يك شعر» تا حدودي سعي كرده‌ام شعرهايي را جمع‌آوري كنم كه مقايسه شعر قبل و بعد از انقلاب براي پژوهشگران تا حدودي ساده شود.
وي خاطر نشان كرد: در بعضي از انقلاب‌ها مميزي به حدي بوده است كه ادبيات آن كشورها از بين رفته است. خوشبختانه انقلاب اسلامي ايران در مورد مميزي اصلا به گونه‌اي عمل نكرد كه ادبيات فارسي از بين برود. هرچند كه كساني به مميزي كتاب معترض‌اند، اما اين مميزي اصلا به معناي ريشه‌كن كردن ادبيات نيست. حتي در مواردي شاهد پيشرفت‌هاي بسياري هستيم. به هر حال هر حكومتي براي خود محرماتي دارد كه اين محرمات باعث مي‌شود يك عده از شعر و شاعري بيفتند. اما در ايران بعد از انقلاب بيش از آنكه كسي از شعر سر باز بزند، شاعراني تازه وارد عرصه شعر شدند.

 

نوشته شده توسط مهدی نادری نژاد در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 | موضوع: سیاست مهر
نوری ست که از روی تو دارد خبری چند......
دریابـــــ.....
دریاب که در این همه آوارگی ما خطی ست که از کوی تو دارد خبری چند
گویند که عطری که رسیده ست به جانم شوقی ست که از بوی تو دارد خبری چند
دردی که در این معرکه آتش زده بر دل عشقی ست که از موی تو دارد خبری چند
اشکی که روان شد ز دل خسته باران آبی ست که از جوی تو دارد خبری چند
آن روح مسیحا که دهد جان به خلائق فضلی ست که از خوی تو دارد خبری چند
وین شعله که از روزن خورشید عیان است نوری ست که از روی تو دارد خبری چند......

تقدیم به ساحت مقدس حضرت صاحب العصر و الزمان (عج)

سراینده :خانم زهرا لبافی دانش آموخته فلسفه از دانشگاه امام صادق (علیه السلام)

نوشته شده توسط مهدی نادری نژاد در پنجشنبه هشتم بهمن 1388 | موضوع: مهمان مهر